![]() |
![]() |
|
| به نام خداوند جان وخرد -------------------------------------------- کزین برتر اندیشه بر نگزرد |
|
سال ۸۷ خوش اومدی، صفا آوردی
چایی بریزم تا بخوری؟
عیدتون مبارک و رنگ به رنگ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 3:48 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
داستانی از استاد عزیزم محمد رمضاني
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 5:51 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
داستانی از يوسف انصاري
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 5:49 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
داستانی از پال واگنر
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 5:47 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
داستانی از ركن الدين خسروي
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 5:45 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
داستانی از خوان رولفو
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 5:42 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
سپندار مذگان:
روز 26 بهمن (Valentine) در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با روز 29 بهمن که "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 بهمن1386ساعت 7:34 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
عکسهایی از صادق هدایت و زندگی اش
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 بهمن1386ساعت 7:31 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
زندگی نامه ی ویلیام شکسپیر
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 بهمن1386ساعت 6:47 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
شعری از فروغ فرخزاد
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 10:33 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
شعری از مهدي اخوان ثالث
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 10:31 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
شعری از قيصر امين پور
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 10:29 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
شعری از احمد شاملو
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 10:20 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
شعری از سهراب سپهری
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 10:15 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
من با همکلاسیهام یه وبلاگ جدید باز کردیم که خوشحال میشم از اونم دیدن کنید
http://www.12theateri.blogfa.com ممنون |
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 بهمن1386ساعت 7:54 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
عکس من(اونی که کلاه سرشه) و استاد علی نصیریان(که از داوران جشنواره ی آیینهای عاشورای بودن تو تبریز) و همکلاسیم:
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 بهمن1386ساعت 6:35 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
ماه محرم رو به همه تسلیت میگم
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 20 دی1386ساعت 7:54 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
شعری از مهدی اخوان ثالث
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 دی1386ساعت 11:21 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
شعری از قيصر امين پور
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 دی1386ساعت 11:16 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
شعری از کاتارينا گريپن برگ
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 دی1386ساعت 11:13 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
شعری از فریدون مشیری
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 دی1386ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
شعری از شفیعی کدکنی
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 دی1386ساعت 10:58 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
نمایش نامه ای از احودخان موید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 14 دی1386ساعت 6:38 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
اینهم نمایش نامه ی دیگری از مهدی صفاری نژاد
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 14 دی1386ساعت 6:34 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
نمایش نامه ای از مهدی صفاری نژاد
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 14 دی1386ساعت 6:32 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
نمایش نامه ای از وودی الن
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 14 دی1386ساعت 6:28 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
نمایش نامه ای از حسین پاکدل
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 14 دی1386ساعت 6:21 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
داستانی از ویلیام فاکنر
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 12 دی1386ساعت 9:31 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
داستانی دیگر از هوشنگ گلشيري
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 12 دی1386ساعت 9:25 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
داستانی از بزرگ علوى
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 12 دی1386ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط یاشار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی تئاتریه که نمیشه فهمید چند پرده داره نقش خودتونو خوب بازی کنید تا جایزه ی بهترین بازیگر رو تو جشنواره ی آخرت بگیرید
(یاشار نوری هستم هنرجوی سال سوم نمایش در هنرستان استاد ابولحسن اقبال آذر تبریز) |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر و قطعه ی ادبی داستان نمایش نامه متفرقه |
|
RSS
|